2007/10/07

مراقبت آزمون یا آزمون مراقبت

پنج شنبه، آزمون میان ترم اول درس مبانی کامپیوتر بود. من از دستیاران آموزشی این درس هستم. این درس برای دانشجویان ورودی های جدید رشته های مهندسی برگزار می شود. کلاس حدود 400 دانشجو دارد و هفت دستیار آموزشی دارد. مطالب درسی کلاس، MATLAB و C هستند.

هر کدام از دستیاران آموزشی پنج سوال از مطالب جلسه ای از کلاس که برای آن ها تعیین شده بود طرح کردند و استاد هم از بین این سوالات، سوالات آزمون را جمع آوری کرده بود. آزمون ساده ای بود و خیلی شبیه به آزمون های سال های قبل بود. آزمون در ساختمان های مختلفی برگزار می شد و هر کدام از ما مسئول مراقبت از یکی از جلسات آزمون بودیم. چون تالار من 74 نفری بود، مراقب دیگری برای کمک نمی آمد.

استاد یک راهنمایی داده بود، که وظایف مراقب را شرح داده بود. و نکته جالبش وضعیت اورژانس بود.

و چون من آزمایشگاهی نداشتم، قبلا دانشجوها را ندیده بودم.

شروع کردم به امضا گرفتن برای فهرست حضور و غیاب. وقتی می گفتم که چی کار بکنن و چی کار نکنن و وقت آزمون چه قدر است و ...، یکی دوتا از دانشجوها از گوشه کلاس متلک می انداختند که What a great accent!

البته من هم خطی و نشانی براشان کشیدم و یکی دوتایشان را جابه جا کردم!

یک بنده خدایی هم از من پرسید که «ایرانی هستی؟» گفت از لهجه ات فهمیدم آخر خودم هم ایرانی هستم. البته فکر نکنم خیلی فارسی بلد بوده باشد. گفتم تا حالا ایران رفتی؟ گفت پدر و مادرم می ترسند ایران بروند.

خوشبختانه آزمون به خوبی و خوشی تمام شد و من جعبه سوالات را به اتاق استاد برگرداندم.