2008/11/27

شغل دوم

کارمند پشت صندوق برگنرز از شیفت ساعت سه و نیم صبح جمعه سیاه صحبت می کند که چه طور برنامه ریخته تا قبل از ساعت چهار صبح که مشتریان به داخل فروشگاه می ریزند، اجناس مورد نظرش را قایم کند...

می پرسم: «چند وقت است که در برگنرز کار می کنی؟»

می گوید: «چند ماهی بیشتر نیست. در مدرسه اربانا تدریس می کنم. فروشندگی در اینجا کار پاره وقتم است...»

فکر می کنید فروشندگی به طور پاره وقت در امریکا پر درآمدتر باشد یا رانندگی تاکسی در ایران؟

بیچاره معلم ها! هیچ جا قدرشان را نمی دانند.

2008/11/22

اصالت

می پرسد: «کجایی هستی؟»

می گویم: «ایرانی»

می گوید: «ایران؟

می پرسم: «می دانی کجاست؟»

جواب می دهد: «نه اولین بارست نام این کشور را می شنوم

با تعجب نگاهش می کنم!