2009/04/15

اوبونتو و مایکروسافت

چند وقت پیش کارسوقی در دانشکده برگزار شد که شرکت کنندگان زیادی از اینتل و مایکروسافت داشت. وارد اتاق شدم. چند لحظه ایستادم و دنبال صندلی خالی گشتم. یک جای خالی تقریبا در مرکز اتاق پیدا کردم. نشستم و رایانه کیفی ام را روشن کردم. بغل دستی ام که داشت با کنجکاوی رایانه مرا نگاه می کرد، به من سلام کرد، دست داد و خودش را معرفی کرد. مرد میان سال و عینکی بود و ریش و موهایی سفیدی داشت. با تعجب پرسید: «اینجا همه از اوبونتو استفاده می کنند؟فهمیدم که از مرکز پژوهشی مایکروسافت آمده است. جا خوردم. معلوم بود که از وقتی دانشگاه ما آمده حسابی اعصابش خورد شده است. نگاهی به دور و بر انداختم. بیشتر اوبونتو دیدم!